دیشب حدود ساعت ۲ با نوتیف تلگرام بیدار شدم برادرم از نیویورک، دختر خاله ام از ایتالیا، یکی از دوستان دانشگاهم از کالیفرنیا و برادر همسرم از کانادا رگباری پیام داده بودند و عکس و فیلم فرستاده‌ بودند.

تقریبا با همه آنها تلفنی حرف زده بودم و از حالم به آنها خبر دادم، ولی حرفههای مرتبط با سیاست را تلفنی نمی‌زدیم چون اعتقاد داشتیم شدیدا کنترل می‌شود 

خواستم بگویم درست است اینجا دست و زبان ما را بریدند و شدیدا خفه امان کردند ولی در جاهای دیگر دنیا همه ایرانی ها کف خیابان دست در دست هم با صورت های بدون ماسک مرگ بر جمهوری عن عسلامی را سر می‌دهند.